X
تبلیغات
مدیسه
رایتل

چرا از سربازی معاف شده  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1395 در ساعت 09:43 ق.ظ

مادر داماد زنگ زده بهم و بعد از سلام و احوالپرسی متعارف، از خصوصیات پسرش و شغلش و جاهایی که کار می کند و خلاصه خیلی چیزهای خوب راجع به پسرش گفت. بعد هم  خواهش کرد که منم از دخترم برایش بگویم. آمدم حرف بزنم ولی یهویی یادم آمد از سربازی پسرش برایم نگفته.

_  ببخشید! پسرتون سربازی رفتن؟

_ نه؛ ولی معاف شده!

_ عه! چرا معافی؟

_ خب پسرم دیابت نوجوانی داشته، واسه ی همین معاف ش کردن...

....

خوبه پرسیدم. یعنی گذاشته بود بعد از خواستگاری بهم بگوید؟؟

مادر داماد کوته فکر!  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1395 در ساعت 10:05 ب.ظ

مادرهای داماد!

 اینجوری حرف نزنید. اینجوری  بهم زنگ نزنید و تا جواب سلام تان را می دهم، بعدش از من رنگ چهره ی دخترم و اندازه ی قدش و کیلوی وزنش را نپرسید. باور کنید آبروی خودتان و پسر گل تان با هم به فنا می رود. 

واقعا خودتان رو جای من و دخترم بگذارید. نکند فکر کردید که دخترم هندوانه است که می خواهید از رنگ ش مطمئن شوید؟ خجالت بکشید!!

 چرا هی فراموش می کنید که جلسه ی اول خواستگاری را برای همین کارها گذاشته اند....

 خیلی خودم را کنترل می کنم...خیلی...

موقع خواستگاری صدای عروس و دوماد رو ضبط کنم؟  چاپ

تاریخ : جمعه 28 خرداد‌ماه سال 1395 در ساعت 10:15 ق.ظ
این خاطره توسط نویسنده رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

داماد دوست داشتنی و در عین حال غیر ممکن  چاپ

تاریخ : دوشنبه 24 خرداد‌ماه سال 1395 در ساعت 08:34 ق.ظ
این خاطره توسط نویسنده رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

کابوس ناتمام  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1395 در ساعت 12:44 ق.ظ
یعنی  این کابوس های روزانه و شبانه ی من تمام می شوند؟
   1       2       3       4       5       ...       37    >>